از من نگذر بر من

سنگینیه یه سکوت حجیم رو روی سینه ام احساس می کنم . سکوتی که هیچگاه از

رضایتم نبود و فقط از سر شرم هجوم آورد . فکر می کردم این اواخر این سکوت

رو می شکونم ، اما از هر دری حرف زدم به جز اونی که باید . اما فقط نگاهم حرف

می زد . دنبال یه بهونه بودم واسه موندن ، یه حرف شاید از نگاهی .

یه حس و حال عجیبی دارم .(  شاید یه جورایی از چشمام خونده باشه )

همیشه وقتی اسم فامیل بازی می کردم وقتی به د می رسیدم ، شهر رو می نوشتم

داراب . هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز بخوام برم اونجا درس بخونم .

 این روزا هر جا که پا می ذارم یه سری خاطرات جلو چشمان رژه می رن .

امروز یهو خوب شد .

یه چیزی اینجا هست که وابستم کرده . من با خاطره هام زنده ام .

همیشه دلیل رفتن اون چیزایی نیست که می بینیم .

یه قلب مسافر

یه مرغ مهاجر

با یه دفتر از خاطرات قدیمی

جدا میشه از لحظه های صمیمی

پ . ن ۱ ) هوا را از من بگیر ، خنده ات را نه !

پ . ن ۲ ) و ما چقدر زود خر می شویم . عر عر !

پ . ن ۳ ) چه غمگینه جاده ، چه بی رحمه رفتن .

پ . ن ۴ ) تو با منی هر جا برم .

پ . ن ۵ ) ۸۶۰۷۱۹۶۹۴

پ . ن ۶ ) هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر احساساتی باشم  .

پ . ن ۷ ) ای طبیب جمله علت های ما .

تضاد شیرین

قرار بر آن نیست ما همه به یکسان بیاندیشم . گر چنین بود ، اندیشه ای تک بعدی سراسر

 جهان را فرا می گرفت . تهی از تضاد و سر شار از بی رنگی .گر قرار بر آن بود که

 اندیشه ای مطلق حاکم بر جهان باشد ، چه بسا بسیاری از ارزش ها بوجود نمی آمدند …

                                                                                   (( احسان امیری ))

پ . ن ۱ ) یک سال گذشت . ۱۰ شهریور ۸۸

پ . ن ۲ ) تمسخر آنان ، ننگیست بر شخصیت نداشته ی آنان  .

پ . ن ۳ ) لعنت به چراغ قرمز .

پ . ن ۴ ) معرفت زمستانه بیش از تابستان است !

پ . ن ۵ ) یه روز حرفم رو می زنم . یه روز تو پرانتز قبل از اینکه دیر بشه ( . )

پ . ن ۶ ) یه آهنگ از  نامجو  ارزش شنیدن داره .

فیلم

آدما دو دسته هستن . یه دسته اونایی که ما فیلمشون می کنیم و یه دسته هم اونایی

هستن که ما رو فیلم می کنن . اما دسته دوم که ما رو فیلم می کنن ، نمی دونن که

ما فیلمشون می کنیم که اونا ما رو فیلم کرده باشن .

همه به نوعی دارن واسه هم فیلم بازی می کنن و حس می کنن بهتر از دیگری بازی

می کنن . بهترین بازیگر اونیه که نقش خودش رو خوب بازی کنه نه این که تو نقاب

 دیگران باشه و بخواد روزی هزار تا نقاب رو بازی کنه .

در کل : هی بازیگر گریه نکن ، ما هممون مثل همیم .

پ . ن ۱ ) برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش .

پ . ن ۲ ) زنگ همسایه خراب شد ، مرا نمانده است سرگرمی دگر .

پ . ن ۳ ) آن روزهایت را چه شد ؟

مثل آن روز ها

.

..

من اشتباه کردم .

… شاید اینبار نقطه چین با آنچه که باید پر شود.

پ . ن ) آخ که آوَخ می چکد از چشمانم و من چشمانم را بسته بودم .

وَنگ

لذتی که در گوش دادن به موسیقی دلشین است ، یکی از افاضل لذت هاست .

موسیقی که با جسم و روح آدمی در هم می آمیزد . و این شعر است که به آهنگ

جان می دهد . موسیقی و شعر اگر به معنای واقعی در هم آمیزد ،آرامش را به

مخاطب می دهد .

ما وقت صرف کرده و موسیقی گوش می دهیم ، چه خوب که موسیقی گوش

دهیم که ارزش شنیدن دارد و روح آدمی را تازه کند .

هر آهنگی ارزش شنیدن ندارد.

درون شعر زندگی جریان دارد .

آونگ ، ونگ می زند با این ترانه هایش .

 آونگ : یه کمپانی که به نوعی حامی مالی و ارائه کنند ه ی آلبوم خواننده های

اون وری هست .

نکته : متن بالا بر گرفته از ذهن زیبای دکتر احسان امیری می باشد .

پ . ن ۱ ) چون زلف تو نارامم ، رسوا و پریشم من .

پ . ن ۲ ) ساختن سخته ولی آدما راحت طلبند و به راحتی ویران می کنند .

پ . ن ۳ ) واقعیت افکار ما نیست .

پ . ن ۴ ) ماییم که می دویم از پی باد یا نمی دویم از پی باد یا می رویم از یاد

از ماست که بر ماست

آخ که آوَخ می چکد از چشمانم ، و من چشمانم را بسته بودم .

حقیقت آن نبود که می پنداشتم و گفته نشد آنچه می خواستم فقط شائبه ای مبهم

اندرون آنجایی که ذهنم است نقش بر بست و آنقدر باورش کردم که شد حقیقتی

از من ، نه برای من بلکه فقط برای به چالش کشیدن من . و نبود قرار آنکه این

بشود و من چشمانم را بسته بودم .

آه که اینطور ، شد و من چشمانم را بسته بودم .

پ . ن ۱ ) اگر به آنچه می خواستی نرسیدی ، از آنچه که هستی نگران مباش .

پ . ن ۲ ) برای تازه شدن هیچوت دیر نیست .

پ . ن ۳ ) ذهن آدم چه بازیا که نمیکنه.

پ . ن ۴ ) یه درس ۳ واحدی رو این ترم بیست گرفتم . بخدا . مهرداد هم شاهد .

پ . ن ۵ ) چقدر عذاب آور میشه وقتی محسن نامجو کنسرت بذاره و نتونی شاهد

اجراش باشی .

طلب شعور ز هر بی سر پایی نکنیم

ندادن جواب هر بی سر و پایی بدان معنی نیست که ما جوابی نداشته باشیم ، بلکه

دلالت بر آن دارد که شخصیت و شعور ما آنقدر بالاست که با هر پاپتی دهن به

دهن نشویم .

راست گفت هر آنکه که گفت :بر بی شعور ایرادی نیست .

پ . ن ۱ ) ظاهرا فقط همین لباس زیباست نشان آدمیتشان.

پ .ن ۲  ) به یه بنده خدایی میگم واسم سون آپ بخر، حالا که اومده تا پپسی خریده .

پ . ن ۳ ) ما قرار شیرینی شام دوچرخه ی محمود انصاری رو بخوریم . بفرمایید .

پ . ن ۴ ) از هوش می ..

پ . ن ۵ ) و این روزها کماکان آهنگ های سنتی محسن نامجو ارزش شنیدن داره .

خاله زنک ها

و ما آن روز که نوشتیم خاله زنک ها ، فکر این روزها را می کردیم که اطرافمان پر شود از

این دسته .

آنانی که با وجود ما ، وجود گرفتند و توانستند دیب دمینی را  سیب زمینی تلفظ کنند ، اینک دمی

درآورده اند به درازای درخت سرو و چه آسان می شود برید دم را و نام نهادشان دم بریده .

و چه سهل است که وجود نداشته ی شان را به رنگ قهوه ای دربیاوریم .

و چقدر می سوزد آنجایی که سوختگاهشان است و پشت دیوار خانه پنهان می شوند و سنگ

اندازی می کنند .

بر کوته فکری و تهی عقلی آنان همین بس که نسنجیده سخن می گویند .سخن که زده شد ،

هرقدرهم دلیت را فشار دهی پاک نمی شود .

آری این زبان که خداوند در دهانتان نهاده ، فقط برای بیهوده گویی نیست .

آری اگر شما نبودید آرامش جهانی بر قرار بود .

وقتی به یه  سگ یه استخون میدی ، دمش رو تکون میده ، تو حداقل گاز نگیر .

پ . ن ) روحتان به ملکوت  .

پازل

یه پازل وقتی شکل می گیرد که قطعه های آن در کنار هم قرار بگیرند و شکلی یک

دست رو تشکیل دهند .

یک گروه زمانی به معنای واقعی کلمه گروه می شود ، که در آن جای خالی احساس

نشود و ارزش های گروهی جایگزین باورهای فردی شود .

یک جامعه زمانی شکل می گیرید که در آن افراد حاظر در تمامی زمینه ها مشارکت

عمومی داشته باشند و جایی از کار لنگ نزند.

یک پازل گروه اجتماعی زمانی که واژه ی ما را تعریف می کند و از منیت ها تهی

می گردد و یک دلی و انسجام را جهت رسیدن به ارزش ها باور می کند ، می تواند

شکلی جامع به خود گیرد .وجود جامعه بدون قانون به نوعی محال است و تصور

هر یک بدون دیگری امکان پذیر نمی باشد .

آری من با تو کامل می شوم و تو با من . این گونه است که ما می شویم .

امام علی  ( ع ) : دوست را چنان دوست بدار مبادا روزی دشمنت شود و دشمنت

را چنان کینه نورز ، مبادا روزی دوستت شود .

پ . ن ۱) هُمای اوج سعادت به دام ما افتد* اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

پ . ن ۲ ) فردا دانشگاه تمام میشه . به امید فرداها .

پ . ن ۳ ) من به انجام آنچه محال است ، عادت دارم .

از خویشتن برفتم تا به کجا سفر کنم

آری . و ما این روز ها را می دیدیم که جهان فقط برای ریدن باشد . ریدن در تمامی

جهات .

سهراب نمی دانست . چشم ها را نباید شست ! بلکه با تبر باید ریشه ها را قطع کرد .

ریشه هایی که افسار گسیخته اند و نمودند ما را.

آش هایی که نخوردیم و دهانمان که هر بار بیش از پیش سوخت !

دنیام خیلی قشنگ بود ، ولی از اونجا که ما ایرانی هستیم و باید تو هر کاری گندش

رو در بیاریم ، ریدند به دنیایمان از تمامی جهات .

و ایوب هم بر صبر من غبطه خورد .

و ما فقط برای خودمان بودیم نه برای دیگران .

باشد که وجدانمان آسوده باد .

با کسی مشکلی ندارم . فقط دیگه خسته شدم .

دیگه نمی تونم خلاصه بشم و خودم رو سانسور کنم  .

و گاهی می شود داد زد : آهای مردم کلا به ت .. م !

امیدوارم سرگرم شده باشید جمیعا .

دیگر اینجایی برای نوشتن نیست . مبارک آنانی باشد که منتظر بوده اند .

همیشه به دنیایی جدید می اندیشم .

اگه گفتم خدا حافظ نه اینکه آخر جاده س.

به همین سادگی خداحافظ !

Stop My Words