عذاب روحی

مگه عذاب روحی شاخ  و دم داره آخه ؟

خدایا کرمت و ایول  .

ماکارانی درست می کنن .

چه رنگی ؟ چه بویی ؟ چه عطری؟

بعد میگن تو سرما خوردی برو سوپت رو بخور . گوانتانامو هم با آدم ای کارا

 نمی کنن :D

تازه بهت گیر میدن که چاق شدی . اضافه وزن داری . چه وضعیه ؟ رژیم بگیر.

فردا پس فردا رفتم جزء فرار مغزها و تلویزیون نشونم داد نگین چراها :D

رفتم که رفتم

سر کلاس آزمایشگاه  شیمی فیزیک :

استاد : اسید  محلول  ۱۰ ، ۲۰ ، ۳۰ ، ۴۰ ، ۵۰ ، ۶۰

یکی از دخترای کلاس : ۷۰ ، ۸۰ ، ۹۰ ، ۱۰۰ :D

من : آش ماش بیرون باش :D

استاد (  رو به من )  :  کی بود ؟

من : از بچه های کلاس خودمون  نبودن :D

استاد : تو هم ناجور پایه هستیا ، زیرآبشون  رو نمیزنی .

………

رفتم ، می روم جایز نیست .

خب دیگه باید رفت . تازه خیلی هم دیر شده .

خلاصه ببخشین که نشد بیشتر بمونم .

 دیگه من باید برم دانشگاه .

فعلا بای .

دفاعیه پخ ( پر )

دفاعیه رد شد .

…………. پرید .

مسخره – شوخی

یه جا  شوخی می کنن ، بهت بر می خوره رو حساب مسخره میگیری .

یه جا مسخرت می کنن ، به کوچه ی علی چپ می زنی که جلو جمع ضایع نشی ، رو

حساب شوخی می گیری .  

یه جا اینقدر شوخی می کنن که آخرش به مسخره کردن میکشه .

یه جا هم اینقدر مسخرت می کنن و واسشون عادت میشه که به حساب خودشون دارن

باهات  شوخی می کنن .

پ . ن ۱ ) خیلی از ای پست سر در نمیارین . به کسی بر نخوره . مخاطبش جمع

خودمون نیست .

پ . ن ۲ ) از ترس شام و شیرینی و دنگ و ای چیا جرات نداری پیشرفت کنی :D

شلم شوربا

احسان امیری به من : بسه دیگه . شورش و درآوردی . یه حدی داره .

من به احسان امیری : تو غلط می کنی . به تو هیچ ربطی نداره.

پ . ن ۱ ) کی با آش چنگال می خوره :D

پ . ن ۲ ) چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید .

پ . ن ۳ ) تا کی ؟ حالا ببینم چی میشه .

دیشو

یک شنبه  ۱۶ / ۱ / ۱۳۸۸ . ساعت ۳۵ : ۲۲

 آی دیم بازه . سه نفر بیشتر آنلاین نیستن .

یکی شون که رفته بازار . یکی شون هم داغ کرده . یکی شون هم طبق معمول  در

ه ( ح ) پروت ( ط ) کامل به سر می بره .

کل  Add List  رو اینوایت می کنم واسه کنفرانس . فقط من هستم و همونی که

داغ کرده ( چیزی نمونده ته بگیره ) هیچکی نیست خو . به کادون زدم .

 واسه ارتقا سیستم مغز و اعصاب بسی بسیار مناسب بود.

چقه گناه دارم . حوصله ی مبارک هم  تشریف بردن خونه ی خاله ی گرامی .

به ادامه ی داستان  ه ( ح ) پروت ( ط )  می پردازم .

پ . ن ) درد ما را نیست درمان الغیاث ……. هجر ما را نیست پایان الغیاث

روزهای پر خاطره

سلام .

عید امسال مثل برق و باد گذشت . تعطیلات خوبی  رو در کتار خانواده و دوستان

داشتم . منهای چن روزش که بسی بسیار نا خوشایند بود .

محمد باقر ، علی ، احسان ، احسان ، محمد باقر ،  علی ، نصف احسان  نصف

 محمد باقر، احسان ، هادی ، احسان  کسانی بودند که در زمان های مختلف اسیر

 دیو ملعون و خانمان سوز کنفرانس شدند یا جو کمر آنها را شکست .

پ . ن ۱ ) علی هم رفت تهران . دیگه من با کی کنفرانس بذارم 

پ . ن ۲ ) الان من باید سر کلاس فیزیک مکانیک باشم که پیچوندمش :D

پ . ن ۳ ) این همه کنفرانس گذاشتم ، واسه خودتون شام و نهار مفتی

 خوردین ، بعدش هم بگید احسان امیری بد :D

پ . ن ۴ ) من در جریان نیستم . شیراز بودم :D

پ . ن ۵ ) الان محمود اس ام اس داد که کجانی ؟ محمود من همین جام تو

 کجایی :D

شاهین بوشهر

فردا شنبه ( ۱۵ / ۱  / ۱۳۸۸ ) استادیوم شهید بهشتی بوشهر ساعت ۱۵ شاهد دیدار

 تیم های شاهین بوشهر و پیام مخابرات شیراز خواهد بود .

انشاالله مردم عزیز استان بوشهر مثل همیشه با حضور در استادیوم حمایت همه جانبه ی

 خود را از شیر مردان شاهین انجام خواهند داد .

پ . ن ۱ ) من بوشهری نیستم ولی واسه حمایت از شاهین قطعا به استادیوم می رم .

پ . ن ۲ ) انشاالله فردا بوشهری های عزیز روز تاریخی دیگری رقم خواهند زد .

همی چیا

شب چهارشنبه شوری رفتیم یه جایی که برامون آهنگ  پخش بذارن . بعدش رفتم

تو حیاط خلوت مونده بودم که رپ خارجی و از اینترنت بگیرم یا دانلودش کنم که

یکی پی ام داد که اگه یه سایت بدم می تونی فیلترش کنی . یهو یادم افتاد واسه

اینکه قشنگ بشم برم ماهی گلی کیلو ۲۰۰۰ تومان بگیرم . تو راه داداش محمود

اومد سلام کرد ، منم دیدم گناه با ه آخر چسبان داره ، جوابش و دادم .

پ . ن ۱ ) عید امسال با اینکه فقط ۲ روز مسافرت بودم ولی بهم خوش گذشت .

پ . ن ۲ ) ووی چقه چپلیه دوباره یک شنبه باید بری دانشگاه .

پ . ن ۳ ) پروژه ی انتقال حرارت رو باید تا آخر فروردین آماده کنم. خیلی بسی

بسیار زیاد وحشتناک سخته .

پ . ن ۴ ) سیزده بدر هم بد نبود .

پ . ن ۵ ) هستی ، مستی زما ……. مستی ز هستی ما .

پ . ن ۶ ) و دیگر هیچ .

تسلیت

بازگست همه به سوی اوست


آقای عبدالرضا و خانوم طاهره  :

با نهایت تاسف و تاثر در گذشت نا به هنگام ماهی گلی و جناب ببیی را خدمت شما

و خانواده ی محترم تسلیت عرض می کنیم و برای شما از خداوند مننان طلب صبر داریم .

مراسم سوم مرحومه و مغفوره در تاریخ ۱۳ / ۱ / ۱۳۸۷ در مسجد توحید برگزار

میگردد. مراسم زنانه در حسینیه ی همان مکان مقدس انجام می شود .

از طرف احسان ، علی ، محمد باقر و احسان