هفت پرده

پرده اول ) کم کم دارم به فردا ها می رسم و به اهدافم در آینده  نزدیک تر میشم . پی ( قابل

توجه عمرانیاش ) فردا رو باید از الان محکم بریزم که با یه زلزله ی نیم  ریشتری کارم به ازنو

 ساختن نکشه . ( هر چند از نو ساختن و دوست دارم )

پرده دوم ) وقتی زیادی مورد توجه قرار میگیری یه حس خوب بهت دست میده ، ولی مسئولیتت

سنگین تر میشه و باید به میزان توقعی که دیگران ازت دارن رفتار کنی .

پرده سوم ) وقتی دو تا دختر کل تیپ دارن و واسه هم کلاس میذارن ( از بس حسودن ) کار

به دوست پسراشون هم میرسه که با هم دعوا کنن .

پرده چهار ) استادی که فرق بین کافی نت و چت روم رو نمیدونه ، ادعای مستر بودنش هم

 میشه . فافیلا ( همون واویلا )

پرده پنجم ) خوردن لینا لوله ای با رانی هم بعضی وقتا مزه میده . البته اگه پولش و خودت

 نداده باشی .

پرده ششم ) بابام گیر داده برو کارتون خرما ها رو از تو ماشین بیار بالا ، فعلا که پیچوندم .

پرده هفتم ) همه موارد .

پ . ن ) یه برگی بود که از درخت جهان افتاد ، ولی همیشه زنده میمونه تو قلبم . مرسی ازهمه

 بابت زنده نگه داشتن یاد این برگ .

به یاد عماد به کام عزرائیل

من

نا مفهوم تر از آنم ، که تو را باور کنم

نبودت را

و شاید بی دلیل ، واژه های کلیشه ای را

از لابه لای خواب زمستانی جمله های خاک خورده بیدار کرده ام

نقطه ته خط

تو آغاز شدی و من رو به اتمام

تو به آسمان رفتی و من هنوز زمین گیر سیب سرخ حوایم

عماد بر بام عشق ایستاد و به ضیافت آسمان رفت

پ . ن ۱ ) اگه نتونستم خودم و کنترل کنم و شادیتون بهم خورد از تک تکتون عذر می خوام .

پ . ن ۲ ) آقا مجتبی تولدت مبارک . آقا میلاد ، حاج حسین و محمد هم تولدشون مبارک باشه .

بار و بندیل و ببند

اینجا دیگه جای تو نیست . الان دیگه وقتش رسیده که بری . امیدوارم واسه همیشه .

هیچوقت برنگرد . توی روزای من جایی واسه آیه یاس خوندن تو نیست . آره داداش یا

شایدم آبجی ، آره بار و بندیل و ببند . همه چیز تمام شد حتی خودم .

هی غم سپردمت به باد . زورکی که نمیشه حالمون رو بگیری  . داریم واسه خودمون کیف

 می کنیم . خیلی وقته که روزای جدیدم شروع شده . روزایی که واسه خودمه . به فردایی فکر

 می کنم که تو چنگمه . خودم میسازمش . پس امیدوارم از الان خوب بکارم . فصل برداشت

نزدیکه .

ضد حال

آقای امیری ایستگاه شلوغه جا گیرتون نمیاد .سمت دخترا جا گیر میاد . من واستون جا

میگیرم . سوار میشه و جا میگیره . منم میزنم به کوچه علی چپ . حالا ای بیچاره هی

اشاره میکنه ، صدا می کنه . خوش جر میده . سوار نمیشی . داش تش می گرفت .

یهو یادت میاد بوشهر کار واجب داری . جلدی میپری و تشکر می کنی که واست جا گرفته

و میشینی . اینجاست که میگن در نا امیدی بسی امید است .

پ . ن ) اگه به ساز دیگران به رقصی ، بهت نمیگن رقاص خوبی هستی . پس به ساز دلت

 برقص ( مثل آدم ) . واسه خودت زنده ای .

دانشگاه و کوفت و زهر مار

این ترم آخری با این وضعیت ، دارم به فکر تغییر رشته می افتم . چه رشته ای برم آیا ؟

استاد آزمایشگاه خو هر هفته کوییز و کنفرانس داره . حالا ایناش به جهنم .

دو نفر پیش هم نشستن  واسه کوییز . کپ هم میزنن . یعنی واسه خنده یه الف

هم تغییر نمیدن . فقط اسم و فامیلاشون فرق می کنه . بعد که استاد نمره ها رو

 می خونه . یکی میشه هفت ، یکی میشه شیش ( از ده نمره ) .

نه خدا وکیلی ای استاد تش تو سرش نیست .

یه استاد دیگش یه سوال میده واسه امتحان . ده جور راه حل میری حل نمیشه .

بعد یادش میاد که سوال اشتباه داده . مثلا سوال و درست می کنه  . بازم حل نمیشه .

بعد از اینکه اعصابت رو ایشتابیسلاخی کرد ، یادش میاد که یه مجهول زیادی داره .

به قول یکی از بچه ها  بذاریش وسط و دوپایی تو کمش بگردی .

به به استاد میگی ای که نوشتی یعنی چی؟ یکم توضیح بده ، میگه شما کار نداشته باشید. فقط

بنویسید .

پ . ن ) خدا رو شکر بازی شاهین و فجر هم مساوی شد ( نه این وری نه اون وری : دی )

یادش بخیر

الان دقیقا ساعت سه و سی دقیقه دوشنبه یازده آبان هزار و سیصد هشتاد و

هشته ( چقدر دقیق شد )

آهنگ پنجره از سیاوش قمیشی  در حال پخشیدن از اسپیکره و من بسی بسیار

کیفورناکانه در حال تایپم .

احتمالا همه الان خواب باشید .

داشتم تو آرشیو پستای ایام عید رو نگاه می کردم .

 یادش بخیر چه روزای مشتی بود . خیلی زود گذشت . عقربه ها چه کورکورانه

جلو میرن . قدر لحضه هامون و باهم بودنامون رو بیشتر بدونیم .

تا الان هر چی عمرانیا و معماریا صلوات فرستادن هیچی نگفتم  ولی از فردا شیمی

خوناش هم  صلوات بدن . واسه بیستا از بچه های صنایع شیمیایی وبلاگ ساختم که

کم نیارم . احتمالا تو انتخابات خانه هم اول میشم . :دی

پ . ن ) من مطمئنم رضا عنصر سیار تو کامنتا اول میشه . باید ببینیم از چه جونوری

 استفاده میکنه :دی

لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود

به اندکی مواد جهت رفتن به   ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) نیاز مندیم .

امروز اولین کوییز ترم و دادیم . یک واکنش هایی نوشتم استاد کف کرده بود .

میگفت این محصولاتی که نوشتی اصلن وجود خارجی نداره . از کجا آوردی :دی

یه کنفرانس ناز هم دادم ، همش نگا رو جزوه کردم .

چه ظلمیه بگی عامو ای استادکو چی بارش نی ، مخش مث تک اسپیکی برده ، استاد

هم فقط نگات کنه و خودت خجالت بکشی :دی

یگی از دخترا هم باهاش جر کرد ، بش گفت برو جمش کنا ( البته استاد نشنید )

پ . ن ۱ ) هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .

پ . ن  ۲ ) از طلا بودن پشیمان گشته ایم ، مرحمت فرموده ما را مس کنید.

خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر

دومین دوره انتخابات شورای مرکزی خانه وبلاگ نویسان استان  بوشهر

به زودی انجام خواهد شد .

به اطلاع کلیه ی وبلاگ نویسان استان بوشهر می رساند که انتخابات شورای

 مرکزی و بازرس مجمع عمومی خانه وبلاگ نویسان بوشهر اواخر آبانماه ۸۸

برگزار خواهد شد .

برای کسب اطلاعات بیشتر به  سایت خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر مراجعه

فرمایید

وبلاگ نویس عزیز بوشهری

 تو هم با ما همراه شو تا استانی مجازی و بدون محرومیت را بنا کنیم  

شباهت لاست با دانشگاه آزاد بوشهر

دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر همچون جزیره ای است که هواپیمایی در آن سقوط

کرده باشد . در این میان یک دسته که دانشجویان نام دارند ( کسانی که بعد از سقوط

هواپیما جان سالم به در بردند ) برای نجات از این جزیره ی واپیچسه تلاش می کنند .

عده ای نیز وجود دارند به نام مدیران گروه ( دار و دسته ی هنری ) که نمی خواهند

 این بخت برگشته ها از این جزیره آزاد بشوند ، و با قرار دادن یک استاد ( دکمه )

که هر ۱۰۸ روز عده ای را می کشد ( می اندازد )  سعی در اذیت نمودن دانشجویان

را دارند .  در این بین تلاش هایی بسیار صورت می گیرد و کسانی که به مدیران گروه

 نزدیک هستند  بعد از ۱۰۸ روز جان سالم به در می برند و نیازی به پکوندن  دکمه

 ( مخ استاد ) ندارند .

و چه بسیار افرادی هستند که شباهت بسیار به ساویر دارند و چه کیت ها و

 آنا لوسیاهایی که در دام نمی افتند .

پ . ن ) صبح جمعه بلند میشی بری یونیورگاه ، استاد اس ام اس میزنن کلاس

 تشکیل نمیشه ، خو بوا شو قبلش اس ام اس بزن که ما یه خواب راحتی بریم .