روزگار با کلاس

هان روزگار با کلاس شده ای و همه را به با کلاسی دعوت می نمایی .

وقتی فروشنده ی بوفه ی دانشگاه واست کلاس میذاره و انگار که از دماغ فیل افتاده

وقتی سوال ۴ میانترم واست کلاس میذاره و حل نمیشه

وقتی موبایل محترم واست کلاس میذاره و اس ام اس را ارسال نمی فرماید

وقتی پیتزا هم برایت کلاس می گذارد

از دخترک ۵ ساله ی همسایه چه توقع می توان داشت !!!

پ . ن ۱ ) ذهن شاگرد خنگ ؛ فاجعه است .

پ . ن ۲ ) یه گدا ، همیشه یه گداست .

پ . ن ۳ ) یادم باشد از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود .

پ . ن ۴ ) گمونم همه فهم بود :دی

لطفا بزرگ شوید

و بعضیا فقط به روز های عمرشون اضافه میشه !

بزرگترهایی که فقط سن و سال بزرگی دارند و شاید اندامی درشت گون .

و تمسخر آنان ننگی است بر شخصیت نداشته ی آنان !

و به باد معده هم نمی گیرم آنان را که فقط منم منم دارند و تهی از هر گونه عقل اند.

بزرگ شدند اما کوچک ماندند .

و چه خرسند می باشیم جهت بعضی چیزها  : دی

پ . ن ۱ ) بزرگی به سن و سال نیست .

پ . ن ۲ ) دوست خوب اونیه که باهات یه رو باشه .

پ . ن ۳ ) همه حرف خوب می زنن ، اما کی خوبه این وسط ؟

پایبندم به آنچه می ستایم

آدمی در هر شرایط زندگانی که باشد ، پایبند به اصول و ارزش های مختص خود است .

حال گاهی این پایبندی مطابق با سایر ارزش های اجتماع ما می باشد و گاهی در تناقض

با آن .

هر آن گونه که باشد من به تمامی ایمان دارم به آنچه که ایمان داشته ام .

آری ! جهت بودن یا رسیدن ،  اصول و ارزشهایم را زیر پا نمی گذارم.

پ . ن ۱ ) یه عالمه حرف به اندازه … سکوت .

پ . ن ۲ ) اینا همش تجربه س .

پ . ن ۳ ) و من فردایی را می خواهم که از نفی تهی باشد .

پ . ن ۴ ) مهم نیست که کی چی میگه . مهم اینه که من از این چیزی که

هستم ، راضی باشم .

بذار ستاره رو سرم بباره

کل عمرم دنیارو دور زدم * دو تا چشم جلومه دو تا هم پشت سرم

یه مشت لاشخور دنبال فرصتن * باید بُکشم اگه نکشم  کشتنم

دست ما نیست اینا برا ما هم بُر زدن  * حُکم دستشونه  و ما هم کت همش

اگه برد ازت دیگه دیره غُر نزن  * بازم فرصت هست نکن فکر صلح اصلا

( واستون زود هنوز قبول ظهور من )

پ . ن  ۱ )  بعضی از حرف ها صرفا جهت شنیدن می باشند وفاقد هر گونه ارزشند .

البته اگر حیف گوش نباشد .

پ . ن ۲ ) لُقمه ی هر خورنده را در خور او دهد خدا.

پ . ن ۳ ) آتش در دل فِکن ، بر پا کن صد شرر .

پ . ن ۴ ) عرضه ی انجام کار ندارند و بر جماعتی خورده می گیرند که به تمامی در راستای

تحقق اهدافشان ایستاده اند .

قطره قطره کوه آب می گردد

قطره قطره جمع گردد وانگهی این کوه خورد می شود .

آری به گمانم صبر ایوب هم اندازه داشت .

یکی برای خودم

واسه من که می خواستم دنیا رو تغییر بدم ، اما دنیا من رو تغییر داد .

و اینک نوبت بازی روزگار است . و شاید باید در جنگی مرد که بنا بر آغاز شدن ندارد .

اما هنوز روزنه ای از امید پیداست .

پ . ن  ۱ ) یک عالم حرف به اندازه … برای گفتن !

پ . ن ۲  ) پشت بی خیالی من غوغاست .