از ماست که بر ماست

آخ که آوَخ می چکد از چشمانم ، و من چشمانم را بسته بودم .

حقیقت آن نبود که می پنداشتم و گفته نشد آنچه می خواستم فقط شائبه ای مبهم

اندرون آنجایی که ذهنم است نقش بر بست و آنقدر باورش کردم که شد حقیقتی

از من ، نه برای من بلکه فقط برای به چالش کشیدن من . و نبود قرار آنکه این

بشود و من چشمانم را بسته بودم .

آه که اینطور ، شد و من چشمانم را بسته بودم .

پ . ن ۱ ) اگر به آنچه می خواستی نرسیدی ، از آنچه که هستی نگران مباش .

پ . ن ۲ ) برای تازه شدن هیچوت دیر نیست .

پ . ن ۳ ) ذهن آدم چه بازیا که نمیکنه.

پ . ن ۴ ) یه درس ۳ واحدی رو این ترم بیست گرفتم . بخدا . مهرداد هم شاهد .

پ . ن ۵ ) چقدر عذاب آور میشه وقتی محسن نامجو کنسرت بذاره و نتونی شاهد

اجراش باشی .

طلب شعور ز هر بی سر پایی نکنیم

ندادن جواب هر بی سر و پایی بدان معنی نیست که ما جوابی نداشته باشیم ، بلکه

دلالت بر آن دارد که شخصیت و شعور ما آنقدر بالاست که با هر پاپتی دهن به

دهن نشویم .

راست گفت هر آنکه که گفت :بر بی شعور ایرادی نیست .

پ . ن ۱ ) ظاهرا فقط همین لباس زیباست نشان آدمیتشان.

پ .ن ۲  ) به یه بنده خدایی میگم واسم سون آپ بخر، حالا که اومده تا پپسی خریده .

پ . ن ۳ ) ما قرار شیرینی شام دوچرخه ی محمود انصاری رو بخوریم . بفرمایید .

پ . ن ۴ ) از هوش می ..

پ . ن ۵ ) و این روزها کماکان آهنگ های سنتی محسن نامجو ارزش شنیدن داره .

خاله زنک ها

و ما آن روز که نوشتیم خاله زنک ها ، فکر این روزها را می کردیم که اطرافمان پر شود از

این دسته .

آنانی که با وجود ما ، وجود گرفتند و توانستند دیب دمینی را  سیب زمینی تلفظ کنند ، اینک دمی

درآورده اند به درازای درخت سرو و چه آسان می شود برید دم را و نام نهادشان دم بریده .

و چه سهل است که وجود نداشته ی شان را به رنگ قهوه ای دربیاوریم .

و چقدر می سوزد آنجایی که سوختگاهشان است و پشت دیوار خانه پنهان می شوند و سنگ

اندازی می کنند .

بر کوته فکری و تهی عقلی آنان همین بس که نسنجیده سخن می گویند .سخن که زده شد ،

هرقدرهم دلیت را فشار دهی پاک نمی شود .

آری این زبان که خداوند در دهانتان نهاده ، فقط برای بیهوده گویی نیست .

آری اگر شما نبودید آرامش جهانی بر قرار بود .

وقتی به یه  سگ یه استخون میدی ، دمش رو تکون میده ، تو حداقل گاز نگیر .

پ . ن ) روحتان به ملکوت  .

پازل

یه پازل وقتی شکل می گیرد که قطعه های آن در کنار هم قرار بگیرند و شکلی یک

دست رو تشکیل دهند .

یک گروه زمانی به معنای واقعی کلمه گروه می شود ، که در آن جای خالی احساس

نشود و ارزش های گروهی جایگزین باورهای فردی شود .

یک جامعه زمانی شکل می گیرید که در آن افراد حاظر در تمامی زمینه ها مشارکت

عمومی داشته باشند و جایی از کار لنگ نزند.

یک پازل گروه اجتماعی زمانی که واژه ی ما را تعریف می کند و از منیت ها تهی

می گردد و یک دلی و انسجام را جهت رسیدن به ارزش ها باور می کند ، می تواند

شکلی جامع به خود گیرد .وجود جامعه بدون قانون به نوعی محال است و تصور

هر یک بدون دیگری امکان پذیر نمی باشد .

آری من با تو کامل می شوم و تو با من . این گونه است که ما می شویم .

امام علی  ( ع ) : دوست را چنان دوست بدار مبادا روزی دشمنت شود و دشمنت

را چنان کینه نورز ، مبادا روزی دوستت شود .

پ . ن ۱) هُمای اوج سعادت به دام ما افتد* اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

پ . ن ۲ ) فردا دانشگاه تمام میشه . به امید فرداها .

پ . ن ۳ ) من به انجام آنچه محال است ، عادت دارم .