صبر داشته باشیم . وقتی ایمان بیاریم به هدفی که داریم اگه کوه هم جلو مون باشه واسه
رسیدن به هدفمون کوه رو هم جا به جا میکنیم . امیدمون رو هم نباید از دست بدیم . آدم به
امید زنده ست . بزرگترین گناه نا امیدیه .
سکانس
یارو اومده با موهای سیخ و صورت شیش تیغه ( قیافه خلاف ) میگه که من بچه ی فلان
جا هستم . تازه از زندان آزاد شدم بعد از دو سال و شیش ماه . میخوام برم شهرمون پول
ندارم . کرایه ش میشه ۵ تومن ، قابلیم نداره .
پ . ن ۱ ) کره خر عوضی ادعات میشه و از دماغ فیل افتادی و خودت و میگیری
و کلاس میذاری ، خیال نکن پشیزی برات ارزش قائلم . کلاس بذار،اصلا به همون
چیزی که محمد گفته .
پ . ن ۲ ) یه آدامس پیدا کردم . دیگه داشت فسیل میشد . دلم براش سوخت . گفتم
گناه داره. شروع کردم به جویدنش ، دهنم خمپیسک زد . نه بو داشت نه مزه .
پ . ن ۳ ) کاش میشد خوابایی که میدیدم و خوشمون میومد تعبیر میشد .
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۶ ق.ظ
اول
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۷ ق.ظ
محمد چه حرف عیبی زده ها
ما می گیم به شخم گربه ی همسایه
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۱۹ ق.ظ:
شما خیلی با کلاسین
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۳ ق.ظ
سلام

صبر و امید و ایمان چیزایی هستند که به هم وابسته اند. اگر به چیزی ایمان داری باید صبر و امید داشته باشی برای رسیدن به اون.
پی نوشت : ای از ای بیخودا تو کیچه پس کیچه ها رختن
پی نوشت۱:
پی نوشت ۲:نگفتن حالا هرچی مونده ای پیدا گردی بخور خا
پی نوشت ۳:گل گفتی
********************
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۹ ق.ظ
من این ممد رو ببینم خیلی تو کوچه میره حرف &*%^$%#$# یاد گرفته
تو هم که الفاتحه!!!!!
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۱ ق.ظ:
من از ممد یاد گرفتم . تخصیر مریمه با این بچه تربیت کردنش
[پاسخ]
مریم خانومی پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۹ ق.ظ:
در مورد محمد درست صحبت کنااااااا احسان . ایشتابیسلاخخخخخخ .
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۴ ق.ظ:
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۸ ق.ظ
همیشه ایمان و امید در کنار همدیگه هستن که معنی پیدا می کنن .
و در مورد پ.ن ۳ کاملننن موافقم
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۹ ق.ظ
فقط صبر و ایمان هست که ما را در برابر این همه ناملایمات مقاوم میسازه.
من که بیشتر خوابهام تعبیر میشه
شاد باشی
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۰۹ ق.ظ
سلام . با پستت خیلی حال کردم . جای امیدواری داره که داریم به نتیجه میرسیم .
همیشه صبر و امید مکمل هم هستند اگر جدا باشن کاری انجام نمیشود .
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۰ ق.ظ
گدا برو یه آدامش بخراااااااا . مگه چقه پیلشه ؟؟؟ خوم سیت میخرم میارم عزیزممممممم
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴ ق.ظ:
جون . تو بیا آدامس پیشکشت
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۴۵ ب.ظ
صبر ، ایمان ، امید افسانه ای بیش نیست
دنیا دار عذابه ، از قبر تاریکتر و تنگتره
از صبر و امید ایمان گفتن فقط یه سرپوشه روی همه ی زخمای بشره ، زخم چرکینی که بوی گندش هر لحظه بیشتر و بیشتر میشه
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۹ ب.ظ:
خیلی اعصاب نداریا
یکم به خودت روحیه بده ، خودت و گول بزن
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۱ ب.ظ:
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۷ ب.ظ:
گریه نکن واست یه دونه از این آدامسا میخرم که فسیل شده
محمدباقر پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۶:۲۵ ب.ظ:
خیلی وعضش خرابه احسان زنگ بزن خونه شون
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۵ ب.ظ
صبر عیوب زمان صبر منه .
هیچ وقت نا امید نباشی ککا .
معلومن خیلی رو اعصابت رفته . میخوای بیام خومم فحشش بدم؟
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱:۳۹ ب.ظ:
فحش می تونم بهش بدم . اگه میتونی بزنش . زورم بهش نمیرسه
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۱ ب.ظ
حیف که نمیشه اینجا گفت
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱:۵۶ ب.ظ:
تو باز کله زدی
[پاسخ]
محمود پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۰ ب.ظ:
احسان ول این حرفا کن. کاردانی داره تموم میشه. منم اگه کارشناسی قبول نشم ….
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۵ ب.ظ:
اعتیاد و واسه همچین مواقعی گذاشتن
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۶ ب.ظ
عجب سکانسی!!!
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۱۵ ب.ظ
-امید نباشه زندگی پوچ میشه و قتی هم که زندگی پوچ بشه … خودکشی
-خوب بهش میگفتی واسه هر کی لاتی واسه ما شکلاتی
-احتمالا جای آدامش سقز جویدی
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۷:۳۴ ب.ظ:
حیف شکلات
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۱۶ ب.ظ
منم سرگشته حیرانت ای دوست…
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۳۶ ب.ظ
نه به صبر اعتقاد دارم (بلکه ازش متنفرم)
نه به ایمان ،ایمان دارم/
راجبه امیدم باید بگم:کاری باهاش ندارم،چون امیدی ندارم/
ولی میدونم هر چیزی که میخوام(باید)بدست بیارم
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۷:۳۰ ب.ظ:
تو در کل اوضاعت خیلی چولن
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱:۵۸ ب.ظ:
به &%^&$%^&%$(همون که خوت میدونی)که اوضاعم چوله/
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۱۳ ب.ظ
صبر، ایمان برای هدفی خوبه که واقعا ارزشش رو داره!! خیلی وقت ها یه هدف غلط یه صبر غلط و یه ایمان غلط دنبال خودش داره!!
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۳۳ ب.ظ
ّچه از خوت مایه بزار
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۳۳ ب.ظ
“چه = بچه
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۰ ب.ظ
من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد پس چرا
پس چرا کامنت بزاااااااااااارم پس چرا کامنت بزااااااااااارم
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۱۲ ب.ظ:
حالت خوبه ؟
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۲۱ ب.ظ
نه ولی جدا
در ناامیدی بسی امید است
پایان وقت اداری پذیرش نداریم شرمنده فردا بیان ایشالا چشم به کار شما هم رسیدگی میکنیم
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۲۴ ب.ظ:
تازگیا آب قلیه میگو نخوردی ؟
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۰ ب.ظ
مگه مرض داریم کو رو جا به جا کنی
شاید همون موقع که داشتی کوه و جابجا میکردی دو تا از موجودات خدا پشت کوه داشتن یواشکی
صحبت های صحنه دار میکردن اون وقت خدا رو خوش میات مزاحمشون بشی
خب وسط کوه یه طونل درست کن هم زود تر میرسی هم مزاحم اون دو موجود عاشق نمیشی
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۳۰ ب.ظ:
شما تونل بخونید
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۲ ب.ظ
سلام عرض شد مهندس!!!
من که هیچی نفهمیدم……
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۳۵ ب.ظ:
[پاسخ]
مترسک پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۴۲ ب.ظ:
نه تو خیلی حالیت بود…
جاهل بودیم/نمیفهمیدیم
والا با تو نبودیم….
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۴۴ ب.ظ:
من که درس سه واحدی شدم نوزده همون ترم هم رتبه آوردم
تو چی ؟
مترسک پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۴۷ ب.ظ:
من همین که با تو افتادم
یه اسطوره شد ترم یک…
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲:۰۰ ب.ظ:
چون هیچی نمیفهمی/اینم خوت گفتی نه مو/!!!!
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۲ ب.ظ
یعنی تو هر چیز فسیل شده ای که پیدا کنی میجویش
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۳ ب.ظ
کاش میشد خوابایی که میدیدم و خوشمون میومد تعبیر میشد
اون وقت باید واست میرفتیم خواسگاری جنیفر لپز
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۳۴ ب.ظ:
حالا خودت خواب جنیفر دیدی به من چه
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۸۸ ۹:۴۳ ب.ظ:
آخه من خواب دیدم تو با ججنیفر لپز داشتین عروسی میکردین که
یهو سر و کله Mark Anthony پیدا شد و داشت قیقت راست میکر که یهو از خواب پریدم
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۰ ب.ظ
از این آدما همه جا ریخته ….
1) احسان تو هم اعصاب مصاب نداری هاااا !!
تو همه پستا داری دعوا می کنی ….
2) مطمئنی آدامس بوده ؟!؟؟!
۳)
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۸:۳۴ ق.ظ:
تو که اعصابت از من خط خطی تره
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۱ ق.ظ:
من؟؟
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۸ ق.ظ:
آره . مگه چند تا سمانه داریم .
اگه خط خطی نبود که هی سیستمت دیس نمیشد
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۵ ق.ظ:
سیستم من سرما خورده …
ویروسای سیتم تو بهش سرایت کرده …
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۲ ق.ظ:
تو خودت سیستمت آنفولانزا داره به من چه
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۵ ق.ظ:
از شما گرفته
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲:۰۲ ب.ظ:
شاید اصلا همون خمپیسک بیده/
زدیش فکر کردی آدامسه/
[پاسخ]
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۵ ب.ظ
ay namard mey ne gherar bid ye kelish bedadi si mo ?
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۸:۴۶ ق.ظ:
از خود گذشتگی کردما
[پاسخ]
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۱۲ ق.ظ
http://armann.blogfa.com/ be roozam
[پاسخ]
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۳۹ ق.ظ
[پاسخ]
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۲۲ ق.ظ
حوصله جر و بحث و کل کل کردن ندارم…..
همی بگو نه.. عئضی همشم خوش می گیره!!!!!!
اه اه اه….
عوضی.. احمق.. بیییییبببب ….
[پاسخ]
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۸ ب.ظ
ایمان . امید . صبر .
پ . ن۳ رو خیلی موافقم .
[پاسخ]
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۰۶ ب.ظ
پ.ن ۳ : خیلی باهاش موافقم
کاش همه اون خواب قشنگهایی که میدیدیم روزی تعبیر میشد
[پاسخ]
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۳۹ ب.ظ
میگم حالا بوشهر خو کوه نداره، نمیشه دریا خشک کنیم، بلکی یکم زمینا ارزونتر بشه.
یه چی تو ای مایه ها:
اول تو رو مسخره میکنن، بعد جلوت می ایستن، بعد هم میپذیرنت.
[پاسخ]
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۵۰ ب.ظ
الو جیگر ول درس کنا
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۹:۲۶ ب.ظ:
[پاسخ]
محمدباقر پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۸۸ ۹:۵۸ ق.ظ:
احسان حلالم کن
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۴ ق.ظ:
مو نوکرتم معمار بزرگ
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲:۰۳ ب.ظ:
۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۸ ب.ظ
احسان ادرس مسینجر ما به
http://radepa.bushehr.ws/?p=387#comments
تقیر کرد
[پاسخ]
۱۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۴۳ ق.ظ
سلام
خوبین
ممنون که سرزدین ممنون
میگم من اپم
[پاسخ]
۱۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۴۰ ب.ظ
[پاسخ]
۱۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۴۴ ب.ظ
من هم از دیدنتون خیلی خوشحال شدم .
آره واقعا کاش میشد خواب های خوبمون تعبیر میشد
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۰۴ ق.ظ
خو خبروم میکردی تا حالش سیت جا میووردم
سی ایی جور آدما میگن انگلن
خاک توو سرشو کنن
میگوما..احیاناً این آدامسو خارجی نبوده؟
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۵۰ ب.ظ
احسان زنده ای؟
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۶:۳۲ ب.ظ:
فعلا زنده ام . تا برم یه آزمایشی بدم :دی
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۱۴ ب.ظ
بوا احسان بیو نه.
مبرهن یه آمار بیگیر نه یه وقتی از گشنه ای ضعف کرده جایی افتاده باشه؟
[پاسخ]
محمدباقر پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۴:۱۵ ب.ظ:
آخه پسرمون خیلی حســــــــــــــــاسه
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۶:۳۳ ب.ظ:
[پاسخ]