این سختی هایی که داریم تحمل می کنیم . زجرهایی که میکشیم و خون
دلایی که میخوریم ، زمانی ارزشمند میشه که به نتیجه میرسیم . اونوقت
احساس غرور می کنیم که موفق شدیم . تنها راهی که میشه زیر بار این
سختی ها ایستاد و کمر خم نکرد ، حس پیروز شدنه .
پ . ن ۱ ) هوس کرده بودم از اون پستایی بزنم که خودمم ازش سر در نمیارم . خدا
رحمتون کرد .
پ . ن ۲ ) زلفت چو افشان می کنی ، ما را پریشان می کنی .
پ . ن ۳ ) به شدت روزگار یه دو روزیه داره حال میده . گوش شیطون کر فعلا بیخیال
شده و بهمون گیر نمیده .
پ . ن ۴ ) ناراحت شدن و غصه خوردن === مُهر ، موم ، تخته شد ! البته اگه اندیشه
اسلامی پاس بشم .
پ . ن ۵ ) فردا روزی دیگریست . فردای روشنم آرزوست .
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۲۹ ب.ظ
اووووووووووووول
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۸:۳۷ ب.ظ:
ننه سمیه جایه اولیتو به من میدی؟
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۲۷ ب.ظ:
نه جام خوبه
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱:۰۵ ب.ظ:
خواهش میکنم یه ذره!
قول میدم بعد بلند شم تو بشینی/
ننه ،ننه،جونه خوت/کمیا ننه!
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۲۹ ب.ظ
بخدا باورم نمیشه اول شدم از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجم
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۷:۳۱ ب.ظ:
سمیه و این همه خوشبختی محاله :دی
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۷:۳۳ ب.ظ:
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۸:۳۸ ب.ظ:
ننه الان اسکارتو میارن!!!!
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۲۷ ب.ظ:
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۹:۵۰ ق.ظ:
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۳۲ ب.ظ
اگه پیروز نشیم اون وقت …




پ . ن ۱ : خدایا شکرت
پ . ن ۲: …
پ . ن ۳: سسسس صداش در نیار
پ . ن ۴: پاس میشی ایشالا
پ . ن ۵:
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۲۸ ب.ظ
سلام . بر عکس مو همه ی مطلبت رو گرفتم .
واخ واخ احسان زلف پریشون نکن نه . نمیگی ما قلب مون باطرییه
انشالله همیشه شاد و خوش باشی عزیزممممممم
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۰ ب.ظ
هَپلهفت :
همیشه پیروز باشی/
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۱ ب.ظ
پ.ن.۱:
بازم خدا رو شکر!
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۲ ب.ظ
پ.ن.۲:
چِپِلی نکنا!
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۲ ب.ظ
چی بگم والله!!
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۴ ب.ظ
پ.ن.۳:
این دو روز سرش به من گرم بوده/
چون داشته حاله منو میگرفته/
واست خوابونده روز سوم
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۵ ب.ظ
پ.ن.۴:
آی خندست پاس نشی/
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۸:۴۷ ب.ظ:
ایم رفیق
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۶ ب.ظ
پ.ن.۵:
آدمی خودش فرداشو میسازه/
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۱ ق.ظ:
درسته . هر چی بکاری برداشت می کنی
ولی کسی که دیروزش مثل امروزش باشه شکست خورده
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۹ ب.ظ
اگه زمانی حس کردی که حاضری برای هدفت همه جوره هزینه کنی و هزینه بشی بدون که پیروزی نزدیکه، در غیر اینصورت بهش میگن امال و آرزو.
مبرهن تو باز زلف افشانی کردی؟
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۷ ق.ظ:
مبرهن زلفش کجا بیدا
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱:۰۷ ب.ظ:
بویی!!!!!!!!
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۲۹ ب.ظ
هرگز از سایه ها نهراسید، سایه ها نشانه آن هستند که در همان نزدیکی روشنایی وجود دارد …
پ.ن۱) خدا رو شکررررر … !


پ.ن۲)واخ .. واخ .. واخ ..!
احسان و زلف افشان و پریشانی و …
چه خبره ؟؟
پ.ن۳) خوش به حالــت …
پ.ن۴) تو که خوب اندیشه می خوندی؟
هرچند نت گردی و درس خوندن همزمان یه کم غیر معموله !!
پ.ن۵) پس این فردا کی میاد؟؟
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۷ ق.ظ:
از بس اندیشه خونده بودم عرفانی شده بودما .
چیشم زدی
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۶ ب.ظ
به نام خدا
هی خانوم کجا کجا ؟
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۸ ب.ظ
امیدوارم روزی شاهد پیروزی حق بر باطل باشم .
فعلا که داریم تو یه جامعه باطل و پر از نیرنگ و کلک زندگی میکنیم .
پ.ن ۱ : پس جدا خدا رحم کرده.
پ.ن ۲ : همای . این روزها منم سرگرم گوش دادن به آهنگاش هستم . بسیار زیبا میخونه .
پ.ن ۳ : پس شکرش کن و واسه خودت حال کن از این روزگار .
پ.ن ۴ :ایشالله پاس میشی .
پ.ن ۵ : به امید خدا . امیدوارم روزه شادی رو در پیش رو داشته باشی .
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۶ ب.ظ
احسان منظورت رو تو این پست متوجه نشدم. دقیقا چی می خواستی بگی؟
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۵ ب.ظ:
میخواست بگه منم امتحان دارم و از درس خوندم خسته شدم
تو خو یا تو مغازه هسی یا ور دله مو نشستی و هی منگه میدی
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۲ ق.ظ:
محمود مگه تو چیزیم متوجه میشی
[پاسخ]
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۵۴ ب.ظ
اینو زدم
اما دلم
که از تو دل نمیکنه
وای ببینم
رو صورتت
جای انگشتای
منه
گریه نکن
عزیزه من
الاهی
دستام بشکنه
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ
تصمیمت
عوض نکن
اگه میخوای بری
برو
درست که زدم
ولی خیلی دوست دارم
تو رو
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۳:۵۴ ب.ظ:
احسان ای بچم خیلی وضش خرابنا دیشو مو کلو کرد
ولی این آهنگ آقا مجید خیلی قشنگه
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۷:۵۷ ب.ظ:
تو هم با بچت . دیروز کلو ما کرد . می ناد ظهر یه دو دقه بخوصیم
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۰۴ ق.ظ
پ.ن. ۴) غم دنیا رو بیخیال غصه فردا رو بیخیال بیا وسط قرش بده ما آس و پاسیم بیخیال
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۵ ق.ظ:
صدای اسپیکرت ببندا
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۹ ق.ظ
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۲۴ ق.ظ
احسان بابا وبلاگت ببند خسته شدیما
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۹ ق.ظ:
تو باز دو روز قفا نخوردی تو خوت در رفتی

بیا برو اندیشت بیافتا
[پاسخ]
محمود پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۵ ق.ظ:
ایشالا معرفی به استاد جفتمون با هم میگیریم
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۰ ق.ظ:
با یه استادی بگیریم که ۱۶۵ صفحه نخوایم بخونیم و ۶۰ تا سوال در نیاره و از بخشایی که جز امتحان نیست سوال در نیاره.
اول امتحانم خو بعد از ۹۰۰ دیقه تاخیر دیگه روحیه واسه جواب دادن نبود با اون مراقبای زاقارتشون
محمود پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۲ ق.ظ:
ها موافقم
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۲ ق.ظ
چیشششششششش
خوچی بگم؟!
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۰ ق.ظ:
باید از او پستا میزدم که هیچی واست نمیومد
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱:۰۹ ب.ظ:
بیا هو خوبی کن!
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱:۵۹ ب.ظ:
تو از اون پستا بزن تا بهت بگم!!!
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۲۹ ب.ظ
حالا احسان خداییش اون روز چت بود قرار بود بهم زنگ بزنی بگی :دی
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۸:۳۴ ب.ظ:
شارژ ندارم . واسم یه کارت شارژ بخر تا بهت بگم
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۳۰ ب.ظ
۲تا آیکنه دیگه هم گذاشتم نیومد . چرا آیا ؟
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۸:۳۴ ب.ظ:
مرض داره
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۲ ب.ظ
سلام عرض شد واااااااااااااااییییییی
از صبح تا حالا پشت کامپیوتر بودم مردم
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۰ ب.ظ
بالاخره کتاب اندیشه خریدی یا نه ؟؟؟
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۹:۲۱ ب.ظ:
یکم زود یادت افتاده ها
[پاسخ]
مهشید تبدار! پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۹:۳۰ ب.ظ:
نه زود که نیست شب امتحان خوبه دیگه
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۴۹ ب.ظ
کاش از اون متن سختا میذاشتی.الان نمیدونم چی باید بگم؟
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۰ ب.ظ
اون علامت سواله اضافیه چون جملش خبریه.
[پاسخ]
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۹ ب.ظ
مُردی از بس گروه همای گوش دادی
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۲۶ ق.ظ
نه بابا..
چه خوشی…!!!!!
مگه می زارن..
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۲ ق.ظ
اول همه ایشتابیسلاخ
[پاسخ]
ردپا پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۳ ق.ظ:
خوشم میاد داز اعتماد به نفس خودم
[پاسخ]
ردپا پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۴ ق.ظ:
پس کو بقیه نظرهای من؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۳ ق.ظ
با پاراگراف اولت و پ ن ۵ صددرصد موافقم.
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۲۱ ق.ظ
امید داشتن آدمو قوی میکنه
بدی هرگز نمیمونه
شادباشی
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۴۴ ب.ظ
خدا رو شکر که بهمون رحم کردی راستش ما از همین پستایی که خودت سر در میاری هم خیلی سر در نمیاریم چه برسه به اون پستاااا!
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۶:۳۴ ب.ظ:
حالا بیا و خوبی کن
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۳ ب.ظ
فیلم سینمایی دماع امشب ساعت ۸:۳۰ از شبکه سوم سیما
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۱۹ ب.ظ
احسانو بریم امشو شغاب
محسنو نیسیشا
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۲۱ ب.ظ
البت تو بچه هارو جمع کن من که هر وقت اومدم جمع کنم ….ولش کن
بچه ها رو جمع کن بهم خبر بده
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۶:۳۵ ب.ظ:
خوت هماهنگ کن بریم
[پاسخ]