لطفا خواندن متن زیر همراه با زدن بشکن و دادن قر باشد .
پشیمون شدن اونایی که وبلاگا رو بستن
عکاسای وب نویس یه گوشه نشستن
فید بلاگ فعال شده ، بچه ها آپ میکنن
کامنت دونی ، چت روم شده ، بروبکس حال میکنن
ببینیم کی اوله ؟ بقیه چه ذاتین ؟
ببینیم کی آخره ؟ ایشتابیسلاخا کیَن ؟
کامنتای مسخره همگی از پس و پیش
بچه ها کنار برید فتو مهدی باز کرد جیش
فرشته رو صدا کنیم ، غلاط ها رو نگاه کنه
آب انارُ بُخوریم ، به قلبامون جلا میده
پی اِما رو جواب بدیم ، به هم دیگه صفا بدیم
اینویزیبلا رو اد نکنیم ، شغابُ دَک نکنیم
فیلترا رو بشکنیم ، فیس بوک و باز بکنیم
استاتوسا رو لایک کنیم ، فیلما رو نگا کنیم
آشی که تش نادیم ،هاش دو اُش زیاده
نخودآیی که خوردیم ، همشون باد داره
ما همیشه بودیم و هستیم ، حتی اگه از هم گسستیم
ما همیشه با هم نشستیم ، حتی اگه وبلاگا رو بستیم
(( جاودانه اثر استاد احسان امیری ))
نکته : هاش دو اُ : آب
پ . ن ) بَه بَه ۱ رو اینجا بخوانید
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۱ ب.ظ
اول همه ایشتابیسلاخ
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۱۲ ب.ظ:
به غیر از بعضیا
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۱۳ ب.ظ:
سی پایین چه خبر ها
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۴۳ ب.ظ:
سی چه جر گتی
فاطمه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۱۷ ب.ظ:
تو دیگه از کجا پیدات شد ؟؟؟
چیشششششششششششش
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۱ ب.ظ
اولللللللللللللل همه ایشتابیسلاخ
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۲ ب.ظ
اول همه ایشتابیسلاخ
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۳ ب.ظ
جالبه هیچ کدوممون کم نیاوردیم
من که اومدم بنویسم هیچ کس چیزی ننوشته بووووووووووووووووووووووووووووووووود
[پاسخ]
مینا(روزبارونی) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۱۴ ب.ظ:
قشنگ بود استاد
خوشمان آمد استاد
بازم از این ورا بیا استاد
بازم از این شعرا بنویس استاد
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۲۰ ب.ظ:
دقیقا دخی عمو
من نمیدونم این مهرداد از کجا یهو پیداش شدا
چیشش
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۴ ب.ظ
مهم کسی که اول شده نه اون کسی که اول چی نوشته
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۲۲ ب.ظ:
برو بینیما
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۴ ب.ظ
عالی عالی
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۶ ب.ظ
اول همه ایشت…
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۷:۲۱ ب.ظ:
هههههههههههه
میبینی خواهر
اینا نمیزارن یه بار طعم اول بودن رو بچشیم
هییییی
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۲۱ ب.ظ
مهدی یه مای بی بی چیک چیک بخر بد نیستا
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۰ ب.ظ
خیلی باحال بود مرسیییییییییییییییییییییییییی
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۸:۰۵ ب.ظ:
حاظرم شرط ببندم عمرا خونده باشیش
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۸:۰۹ ب.ظ:
ها نه نخونده دس میزنه
اگه میخوند هم سر مونو میزد هم تو رو
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۸:۱۹ ب.ظ:
۱۰۰ % نخونده جونا
دیده همه کامنت نادن اومده از خودش کامنت ناده
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۸:۳۰ ب.ظ:
ای عامو رو مو میشناسما میره تو کافی نت میشینه
حضور میزنه بعدش میره خونه تازه شروع میکنه به خوندن
باز وقتی که حسابی متنه کو خوند
میات یه مشتی گل میله دوباره میره
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۸:۳۱ ب.ظ:
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۴ ق.ظ:
بابا دست از سرکچله مهدی بردارین مو رو مهدی تعصب دارما!!!
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۲۵ ب.ظ:
احسان برو خدات شکر کن ۲ کلمه نوشتا باز نیومد شکشلک بندازه
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ ق.ظ:
آفرین آقا مهدی
تازه داری راه می افتیااا … !!
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۲۶ ب.ظ:
شما بخونید شکلک
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۳۱ ب.ظ:
همون شکشلک
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۰۷ ب.ظ
آخرش میشی شاعر…(…)
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۹:۱۸ ب.ظ:
بگو ماشاالله
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۶ ق.ظ:
ایوالله/
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۰۲ ب.ظ
amal kerden domagh che mikoneh ha
[پاسخ]
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۲ ب.ظ
ای جاااااان
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ ب.ظ:
ای جانت سلامت
[پاسخ]
محمود پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۴ ب.ظ:
احسان تو تو چه سالی میزیستی؟ یا مثلا میشه گفت معاصری یا اون یکی. چی میگن؟ شاعر قرن چندی؟ از این سوالا.
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۸ ب.ظ:
ترم یک این همه بهت ادبیات یاد دادم آخرشم یاد نگرفتی چیش
محمود پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۹ ب.ظ:
احسان اتفاقا امروز همون یارو مزاحم نشو اومد مغازه
چیششششششششش چه نگاهی هم کرد 
احسان این بیت کدوم یکی از اوناست؟
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۶:۴۷ ب.ظ:
!!!!!!
مشکوک میزنیناااااا ؟!!!
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۴ ق.ظ
بله…
معلومه خیلی حوصله داری.. که آپ می کنی..
من هم اگه کنار نشستم حتما دلیل داره…
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۸:۵۷ ق.ظ:
حالا مگه کی گفت چرا کنار نشستی ؟
اصن بهتر
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۰ ق.ظ
میام طرفت
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۰ ق.ظ
اشاره جالبی داشتی به آب زیاد آش . باشه احسان حالا دیگه سی مو تیکه میندازی .
[پاسخ]
هادی پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۸:۰۱ ق.ظ:
اما کارت رو دوست دارم . ای کاش اونی که اسم وباگ هارو نوشته بودی توش رو ادام میدادی و کامل میکردی
راسی چاکرت هم هسیما
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۸:۵۸ ق.ظ:
مَردی هادی .
اون و خیلی سعی کردم ولی نشد .
سعی می کنم ادامش بدم حتما
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۲۸ ب.ظ:
اسم وبلاگ من یادت نره ها
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۱۱ ق.ظ
خیلی عالی بود احسان.
دستت درد نکنه.
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۰۳ ق.ظ
خیلی جالب بود
آفرین
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۰ ق.ظ
درود به جناب استاد احسان …

بسی زیبا بود ….
ما همچنان برای به به ۳ بی تابیم …
پایدار باشید استاد …
بدرود …
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۴ ق.ظ:
من به عشق هوادارانی چون شما زنده ام
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۲ ق.ظ:
ما نیز به استادانی چون شما می بالیم …
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۹ ق.ظ:
سی سی !!!
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۹:۴۰ ق.ظ:
سی داره؟!
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۵ ق.ظ:
سمانه خودت و اذیت نکن . اینا دشمنان استادتن
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۴ ب.ظ:
جاودان باشید استاد …
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۲:۵۰ ب.ظ:
نه چهل داره!
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۸ ق.ظ
به به به خواجه احسان میکس بوشهری و شیرازی
میبینم ترشی نخوری یه چی میشی
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۱ ق.ظ
مردونه احسان ای %&%^&شعرا چطوری به مغزت راه پیدا میکنه!!!
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۳ ق.ظ
بچه هام نامردی نکردن تا تونستن هندونه زیره بغلت نادن!!!
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۲ ق.ظ:
تا چیشاد در آد. حسود
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۳۱ ب.ظ:
حرف بد آ آ …
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۲:۵۲ ب.ظ:
ننه سی احسانو کن اذیتم میکنه!!!
برو بزنش/
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۶ ق.ظ
نگین آمو نگین !!!
الان طرف فکر میکنه شاعره،زین پس براتون شعر و ور مینویسه ها!!!
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۵ ق.ظ:
به هر حال جایگاه استاد بلند مرتبه ای چون من با این انتقاد های تخریب کننده به خطر نمی افته و من از انتقاد های سازنده استقبال می کنم . نه انتقاد های تخریب کننده این چنینی
به نام خدا یادم رفت
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۴ ب.ظ:
به نام خدا
استاد شما خودتون و ناراحت نکنین ….
تا ما رو دارید پایین نمی یاید …
این حق مسلم شماست که بالا بمونید، استاد احسان
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۲:۵۳ ب.ظ:
بویی/
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۲ ق.ظ
به قول خودت منگه نده ها…
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۲ ق.ظ
فقط بخاطر اون پیتزایی که قراره سیمون بدی!
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۲۹ ب.ظ
بچه بشینا قافیه ردیف نداشت خو ولی خیلی قشنگ بید خیلی هم قر داشت
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۳۲ ب.ظ:
تو کار استادت دخالت نکنا
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۲:۱۰ ب.ظ:
سی چه میزنیا مو خو تعریفت دادوم چیششش
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۲:۲۵ ب.ظ:
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۲:۵۵ ب.ظ:
چیکاره ننم داری /بیو با مو وربتنگ/!
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۹:۲۴ ب.ظ:
ای قربون بچی قدر شناااااااااااس
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۲۵ ب.ظ
ای گوزبولاخ ای شاعر ای ایشتابیسلاخ .
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۵۶ ب.ظ
احسانو مماغ ایقدر سر به سر ننه مو نزار
میام مماغت میگیرم که ای کلیخه ها توش در بیاتا حالا از ما گفتن بی
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۸:۴۳ ب.ظ:
دیگه توش هیچ ضایعاتی نیست
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۵ ب.ظ
بچه ها کنار برید فتو مهدی باز کرد جیش
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۸:۵۳ ب.ظ:
آرمان تونم انگاری استعداد جیش کردنت خوبه ها
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۲:۵۶ ب.ظ:
در سطحه تیم ملیم میزنه!
[پاسخ]
۲۰ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۴ ب.ظ
احسنت برتو . جیگر نخوری یه چی میشی چون خوت جیگرییییییییییی
[پاسخ]
۲۱ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۳ ق.ظ
سلام استاد!!
آپم با یه داستان واقعی!!!
شاد باشی
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۲:۰۴ ب.ظ:
سلام بر دانشجو گرامی
[پاسخ]
۲۱ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۲۱ ق.ظ
سلام هپروت
قشنگی از خوتن
[پاسخ]
۲۱ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۰۹ ب.ظ
[پاسخ]
۲۱ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۴۶ ب.ظ
خیلی قشنگ نوشتی کلی خندیدم مرسی نوه کوچیکه
ولی اولاشو قشنگتر نوشتی
انگار حس شعر نویسیت آخراش خسته شده بودی ته کشید
اون پست قلدر بازیت با اون بچه مایه داره خیلی کیف کردم
منم با خوندنش حس قلدری کردم
چندتا پستتو نخوندم ایشالا دفعه بعدی
[پاسخ]
۲۱ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۵۰ ب.ظ
این احسان کییییییییییییییییست که عالم همه دیوانه ی اوست!
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۹:۲۷ ب.ظ:
ایشتابیسلاخ
[پاسخ]
۲۱ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۵ ب.ظ
هه هه هه هه
حالا می خوام هیچی نگم ها
وزن و قافیه نداری بچه
عروض پاس نکردی؟
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۸۸ ۹:۲۱ ب.ظ:
اوایل معلم املا بودی حالا تغییر ماهیت دادی
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۲ ق.ظ
بقیه رو هم خوندم ولی کامنتم نمیاد
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۹ ق.ظ
استعدادت خوبه
حیف که یه کمی خُلی
در راه خیر خرجش کن
موفق باشی
[پاسخ]