اینقدر از اونایی که ادعای رفاقت باهات رو دارن و هی تو روت میگن که رفیقیم و فلان و از
این حرفا ولی پشت سرت یه جور دیگن و واسه رسیدن به هدفشون زیر آبت رو میزنن متنفرم .
من پا برجام . حالا هر چی میخوای گنده گوزی کن و زیر آب بزن . در حدی نیستی که بخوام
خودم واسه کارایی که میکنی و حرفایی که میزنی ناراحت کنم .
اخفی خودتی . ما به روت نمیاریم ولی از همه چی خبر داریم . این ره که میروی به ترکستان
است .
در همین زمینه بخوانید :
رفاقت گندیده میاد بوی بدش ، تو مرد نیستی مرد دیدی بکش روی سرت
پ . ن ۱ ) روز شب ار بگذرم از کوی تو ، میزنتم تیر دو ابروی تو .
پ . ن ۲ ) این روزها همه غذا، ماکارانی دارند ، شما چه طور ؟
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۴۷ ق.ظ
اوووووول
اوووولل
اووول
اووول
اووووول
اوووول
من خیلی خوشحااااالم
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۶ ق.ظ
نامرد از کجا فهمیدی!!تمام نقشه هامون بهم ریخت
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۵ ق.ظ:
نامرد خودتی هااااا!!!!
با منی؟؟؟؟؟
[پاسخ]
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۶ ق.ظ:
یه خورده بد متوجه شدی!
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۴ ق.ظ
اه … اه … اه


کیه که خوشش بیاد؟!
حرف بد نزن ….!!
راه ترکستان و هم بهش نمی گفتی تا بره گم بشه ….
پ.ن۱) استاد این شعرتون یه جوریه … باید بیشتر روش کار کنید …
پ.ن۲) نه ما نداریم
در همین زمینه بخوانید:
بازم می گن اعصاب نداریاااا
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ ق.ظ:
واسه استادت اعصاب نمیذارن دیگه . مگه شما به فکر استادتون باشید
[پاسخ]
پرستو پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ق.ظ:
همینکارا رو میکنن که استادی مثل تو ناشناخته میمونه دیگه
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۰ ق.ظ:
هر چی میکشیم از این تواضع و فروتنیه
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۲۲ ق.ظ
من موندم این کودوم آدم بدبختیه که میخواد زیرآب تورو بزنه
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۳۴ ق.ظ
خدا به دادش برسه !!!
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۵ ق.ظ:
از کلاس بیرونش می کنم
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ ق.ظ:
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۱ ق.ظ
واویلا چه شده احسان اینجوری نوشته .
خدا نابودش کنه هر کی سی احسان مو نامردی کرده
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ ق.ظ:
خدا غضبش کنه
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۱۲ ب.ظ:
خدا سمپولشو بِبُرِه!!!
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۵۲ ب.ظ:
هاااااااااااا؟؟؟ چی گفتی ننه؟
الهه و چراغ جادو پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۲:۱۸ ب.ظ:
به نظرم داره میگه خدا دولشو ببره !
(به من چه ! اون داره اینو میگه)
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۳:۵۸ ب.ظ:
فکر منفیاش سر آسفالت!
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۰ ب.ظ:
خدا رو شکر من کلا نوفهمم چه منفی چه مثبت
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۳ ق.ظ
خدا خیرت بده احسان فکر ناهار فردا کشته بیدم خوب شد اسم ماکارونی آوردی
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ
منم موافقم باهات ۱۰۰ درصد.
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۱۴ ب.ظ:
ما همه سر بار توییم احسان /
گوش به فرمان توییم احسان /
[پاسخ]
ردپا پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۲:۲۷ ب.ظ:
[پاسخ]
مهشید تبدار! پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۵:۲۸ ب.ظ:
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۰۴ ق.ظ
احسان جان منم بدم میاد و موافق با حرفت . کمو @#$#@$#@ سی احسان جیگر مو چی گفته یا پشت سرش حرف زده
[پاسخ]
محمدباقر پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۸ ق.ظ:
روزبه سه نفری چه هماهنگ با هم حرکت میکنین؟!!
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۱۵ ب.ظ:
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۰ ق.ظ
ها احسان خواسی بیری دعوا البته ای ارزش دعوا دارن خبر بده بیام نگاه کنم.
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۲ ق.ظ:
من که ترس دماغم و دارم . مث خودت میرم نگاه می کنم
[پاسخ]
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۹ ق.ظ:
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۶ ب.ظ:
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۱۷ ب.ظ:
مونو با تمام قوا ببر!!!
برم دستو پاشونو ببوسوم!
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ
احسان مو نامردم نه باشه سیت نادم کنار حالا بیا خوبی کن
امروز میخواستم ببرمت این رستورانه که ماکارونی داره
ولی حالا که این طور شد حیف پاکورای ۵۰۰ تومنی
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ
احسان میگمامیگی کیه یا نه بیام خوت با اون طرف که زیر ابت و زده یکی کنم
یکم شفاف سازی کن ملت مردا رو از نامردا تشخیص بدن
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۹ ق.ظ:
ملت به وقتش نامردا رو میشناسن . هر چند احتیاجی به معرفی کردن نداره
[پاسخ]
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۱ ق.ظ:
ملت خیلی وقته که مرد و از نامرد شناختن!تو دیر متوجه شدی
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۵ ق.ظ:
نیاز به شفاف سازی داره این کامنتت
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ ق.ظ:
شفاف سازی چه؟تو باید شفاف سازی کنی
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۳ ق.ظ:
سی چه با افکار عمومی باز می کنی ؟
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ ق.ظ:
روابط عمومی؟منظورت داش سعید که نیست؟
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ ق.ظ:
هنوز فرق افکار و با روابط نمیدونی؟
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۳ ق.ظ:
نه منتظر بودم ملا نقطه گیرا پیداشون بشه
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ
با احترام به تمامی هواداران حبیب :
پدر سگ داره گیتار میزنه میگه صدای دهل میات
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۳ ق.ظ
تا بوده همی بوده احسان جان
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۸ ب.ظ
جالبه همه از رفیق بد مینالن!!!
اگه همه رفیقن پس کدوما نارفیقن؟!!
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۰۲ ب.ظ:
حیف کلمه رفیق . رفیق هیچ وقت بد نمیشه . اینا نارفیقن
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۲۰ ب.ظ:
احسان فقط مو رفیقتم نِه؟!!!
[پاسخ]
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۲۵ ب.ظ:
اگه کاکتوس باشه هم مو رفیق احسانم
مترسک پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۳۷ ب.ظ:
پس من چی؟
باز منو یادت رفت ای بشکنه این دست….
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۳ ب.ظ
پ.ن ۲ : ما کباب داریم
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۵۷ ب.ظ:
مهمون نمیخواین ؟
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۳:۱۴ ب.ظ:
ماکارانی فروختی؟
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۵:۲۲ ب.ظ:
تا خون در رگ ماست ، ماکارانی محبوب ماست
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۴:۰۴ ب.ظ:
ننه جلویه ما خاگ(نوعی طبخ تخم مرغ.مخصوصه دهاتای بوشهر) نهدی که!!!
ادبار خود کباب خوردی!!!
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۵:۲۶ ب.ظ:
حالا خوبه سیت او قلیه میگو نداده
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۱ ب.ظ:
حالا ای ادبار که گفتی یعنی چه؟
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۷ ق.ظ:
سِی ننه مو!!!!
احسان سی ننم ترجمه کن/از صفری در بیاد!!!
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۸ ب.ظ
سلاااااااااااااااام



همی الان از گل گشت برگشتم
از آزادی
رفیق
رفیییییییییییییییییق
رفییییییییییییییییییییییییییق
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۴۳ ب.ظ
ادم بعضی اوقات واقعا میمونه توش که چکار باد کنه؟ کی دوست واقعیشه کی نیست ؟
ما دیروز داشتیم
مشکلات دارناااااااااااااااا !!
این شعره از کیه ؟
پ.ن۲ :
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۷ ب.ظ
سلام داداش

یه خورده یواش تر
بیچاره رو که ترکوندی
حالا شما کوتاه بیا
ببخشش تا خدا هم تو رو ببخشه
راستی یه مدت نبودم
یعنی خودم نبودم ولی دلم که بود
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۵:۲۱ ب.ظ:
داداش ما هم دلتنگت بودیم
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۸:۳۲ ب.ظ:
امیدوارم که بههتر شده باشید
خدا بد نده ؟؟؟
ایشالله که الان بهترید و سر حال
[پاسخ]
آخرین برگ پاییزی پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۸:۴۹ ق.ظ:
ممنون رفقا
با دعای خیر شما بهتریم
کسالت مختصری بود که از سرماخوردگی هم مختصر تر بود ولی انشاالله واسه شما هیچ وقت پیش نیاد
از اینکه رفقای خوبی مثل شما دارم از ته قلبم خداوند رو شاکرم
الحمد الله
[پاسخ]
آخرین برگ پاییزی پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۱ ق.ظ:
راستی…من ار مردن هیچ ترسی ندارم ولی فقط یه غصه دارم
تمام غصه من از مُردن اینه که اون دنیا هم روی مَردم این دنیا رو دوباره باید دید
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۳ ب.ظ:
دقیقا
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۰۴ ب.ظ
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۳۱ ب.ظ
خدا ازشون نگذره
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۲۷ ب.ظ
راست میگه دیگه. پدر سگ. هی پشت سر هم گنده گو…. می کنه
خفمون کرد
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۸:۳۶ ب.ظ:
تو منگه نده . به چه حقی کوکای مو تیغ زدی ؟
[پاسخ]
محمود پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۸:۴۰ ب.ظ:
گردنم کلفته
[پاسخ]
هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۹:۰۴ ب.ظ:
بهت نمیاد! اون روز رو یادته؟۲۰۶ سفید!بدنسازه!
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۳۵ ب.ظ
پ.ن ۱:
ما به داغ عشق بازی ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند…
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۳۷ ب.ظ
…///////////////
من دوست صمیمی ندارم…..
شاید یکی …. اونم …نه .. صمیمی نیست …
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۲ ب.ظ:
یه پیشنهاد : برو بمیر
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۳ ب.ظ:
چیشششش ای چه طرز صحبته ها نمیبینی داره گریه میکنی سنگ دل
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ق.ظ:
احسان !!!
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۲ ق.ظ:
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳ ق.ظ:
خیلی بی رحمی احسان!!!
تو با احساساته یه ^$%^&$%& بازی کردی!!!
خدا چُولِت کنه!!!
خدا شرمنده اخلاقه ورزشیت کنه!!!
چرا!!!
نه!!!!
ننه !!!
کجایی ننه !!!
با توام مگه نمیبینی دارم ننه من غریبم بازی در میارم!!!
بدو که سیدتو کشتن!!!
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۵ ق.ظ:
آخییییییی
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۳ ب.ظ:
ننه تو غریبی؟ آخیییییییی
بسه دیگه خوت جم کنا گت شدی زشتن
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۲:۰۵ ب.ظ:
باشه ننه به نصیحتت عمل میکنم/
از این به بعد کسی نگاهه چپ بهم بکنه نگاهه راست بهش میکنم/
رضا عنصرسیار پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۸ ق.ظ:
خیلی ممنونم از پیشنهادتون…
بسیار متشکر….
چشم حتما … البته بعد از شما…
[پاسخ]
۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۲۴ ب.ظ
گریه میکنه
[پاسخ]
۲۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۹ ق.ظ
چه خبره اینجا؟کی رفیق؟کی نارفیق؟

سمیه چشن گریه می کنه؟
عکس بده جنازه تحویل بگیر
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۴ ب.ظ:
احسان بچم اذیت میکنه
[پاسخ]
۲۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۳ ق.ظ
ننه گیریه نکن
نمیتونم اشکاتو ببینم
ننـــــــــــــــــــــه
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۰ ب.ظ:
چه بچه نازیییی !!
ننت داغت نبینه …
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۴ ب.ظ:
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۳ ب.ظ:
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۸۸ ۷:۳۲ ب.ظ:
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۳ ق.ظ:
ننه نیسیا کُوجِی
۲۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۴۸ ق.ظ
خیلی مخلصیم داداش
پس کجایی
نوشته های زیبات روحیه بخشه
هم شما و هم عبدو
[پاسخ]