زین پشیز مات و مبهوت گشته و شاخی درآورده به درازای درخت سرو.
بِبُر ، بدوز ، بپوش _ دو به هم زنی کن . به کجا میرسی ؟ میخوای خودت رو قالب کنی . به چه
قیمتی ؟ اگه پاش بیافته زیر آب خودت رو هم میزنی .
به خود باختن
داریم به خودمون می بازیم . داریم خود سوزی می کنیم . خودمون داریم خراب میریم جلو . راه
به این روشنی و ما زدیم به جاده خاکی . ولی جلو شکست رو از هر جا بگیریم ، منفعت داره .
غیبت
وقتی غیبت میکنیم به این نکته هم توجه کنیم که یه نفر هم غیبت خودمون رو می کنه . دنیا
بازتاب درون خود ماست .
و لا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لکم اخیه فکر همنوه( حجرات . آیه ۱۲ )
نباید بعض شما دیگری را غیبت کند . آیا دوست میدارید که یکی از شما گوشت برادر خود را
بخورد ، در حالی که مرده است . البته بد میدارید آنرا .
میشود جور دیگر دید. جور دیگر بود
پ . ن ۱ ) تو یه جنگ باید قلب یه سرباز و داشت و روح یه فرمانده رو . یا ببر یا بمیر .
پ . ن ۲ ) جهان بماند به جا بِه ز نیکی گر دست افترا برچیده شود .
پ . ن ۳ ) یعنی میشه سایت دانشگاه نمره پلیمر من رو ۱۹ نشون بده ؟
پ . ن ۴ ) یه بنده خدا اومده میگه چه طوری چراغ وبلاگم و روشن کنم و با دست وبکمش
رو نشون میده .
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۸ ق.ظ
اولم/ همه گواته مله
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۳۸ ق.ظ
نمیخوام خودم اول
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۲ ب.ظ:
دیدی که داورا به من رای دادن برایه اولی!!!
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۰ ق.ظ
سی چه یاهو مسنجر باز نمیشه هااااااااا
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۲ ب.ظ:
ها نه!
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۳ ق.ظ
پ.ن۳ : خودم با سایت دانشگاه صحبت میکنم ۲۰ نشونت بده خوبه؟
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۷ ق.ظ:
ها می کی بدش میاد
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۳ ب.ظ:
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ
بعضیا به دو به هم زنی وزیر آب زنی عادت کردن خودشونم متوجه نمیشن شاید مث هوا میمونه واسشون/
( البته بغیر از بعضیا
)
قبول ندارم جلوی شکست و از هرجا بگیری منفعت نیست مث ماهی رو که هر وقت از آب بگیری تازه نیست
میگیم گوشت برادر مرده ها ولی راحت درکش نمیکنیم واسه همین هی میخوریم … گوشت برادر مرده رو
پ.ن۴
خطتم سی چه یه طرفه شده دیگهههههههه
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۸ ق.ظ:
به نظرم منفعت داره. از بد تر شدن جلو گیری میکنه . هر چند شعار شده ولی واسه تازه شدن هیچوقت دیر نیست . بین بد و بدتر بهتره بد رو انتخاب کرد.
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۵ ب.ظ:
استاد/
استاد/
استاد/
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۶ ق.ظ
فقط میتونم بگم هـــــــــــی روزگار
همه اینجوری شدن .
تو هر جایی که بری این جور افراد پیدا میشه
نمونه اش همین دیشب یارو صاف صاف تو چشمای آدم نگاه میکنه اما دریغ از یه سلام
سلام نخواستیم حداقل شعور داشته باشه بد نیست
که متاسفانه همون مقدار شعوری هم که داشته دیگه نداره
میخوام بگم که دنیا پر از آدم های اینجوریه
فقط باید بسازی با اینجور افراد و جیکتم در نیاد
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۴ ب.ظ
سیلام
استاد درسامون داره تخصصی می شه هااا !
با همش موافقم .. خیلی خوب بود
« میشود جور دیگر دید. جور دیگر بود »
۱) با کی هستییی ؟!


۲)
3) هااا .. سی چه نشه !
4) چقد از این بنده خداها دور و بر شما زیاده !
سی چه یاهو مسنجر باز نمیشه هااااااااا
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۲۹ ب.ظ:
قرار نیست که تا ابد اندیشه اسلامی پاس کنید . الکی که نشدی دانشجوی نمونه
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۹:۵۱ ب.ظ:
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۳۷ ب.ظ
احسان دیدی چقدر رو داره انگار که نه انگار
بیا بعد سیت میگم میگی اشکال نداره
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۸ ب.ظ:
حامد بوا اشکال نداره از قدیم گفتن معرفت از کی آموختی/از بی معرفتان!!!
خوبت شد/!!!
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۱۵ ب.ظ:
خون خودت رو کثیف نکن
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۴۳ ب.ظ
با جور دیگر دیدن موافقم
…….تا زود دیر نشده باید کاری کرد…..
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۳۷ ق.ظ:
باید جور دیگر بود به صورت متقابل .اگه یه طرفه باشه مثل آب در هاون کوبیدنه .
[پاسخ]
بیتا(ساکت تراز سکوت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۴۷ ق.ظ:
من می گم یکی باید شروع کنه
یکی باید بخواد که خوب بشه
بهتر بشه یه جور دیگه ببینه
من می گم باید از خودمون شروع کنیم
هر کی باید از خودش شروع کنه
بدون اینکه بخواد انتظاری از طرف مقابلش داشته باشه , احساس می کنم اینجوری ادم حداقل مطمئنه که خودش کار درست رو انجام داده.شاید کسی نخواد تغییر کنه بهتر ببینه ما هم نباید خوب ببینیم درست ببینم.؟
به قول سهراب :
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۵۷ ق.ظ:
موافقم با اینکه یکی باید شروع کنه . شروع کننده میتونه خود شخص باشه .اجباری نیست که حتما مخاطب ما باید تغییر کنه.
ولی اگه فقط خودمون تغییر کنیم فقط مسیر یه طرفه میشه.
فکر کنم سهراب منظورش از جور دیگر فقط خودش نبوده .
بیتا(ساکت ترا زسکوت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۸ ق.ظ:
برداشتی که من ازشعر سهراب کردم اینه که انسانها باید نوع نگاهشون رو به اطرافشون تغییر بدن …برای زیباتر دیدن……برای بهتر دیدن……..
در مورد مسیر یک طرفه من میگم مهم اینه که ادم از کاری که می کنه راضی هست یعنی وقتی یه کاری می کنی انتظاری از طرفت نداری لذت می بری
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۴ ق.ظ:
به نظرم برداشتت از شعر سهراب کاملا درسته . برای زیباتر دیدن برای بهتر دیدن برای برداشتن عینک بد بینی .
واسه بهتر شدن فقط خاص مد نظر نیست حضور عام مهمه . یه نفر نمی تونه به تنهایی کاری کنه.
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۲۴ ب.ظ
آدمی عین رودخونست هر چی عمیق تر باشه آروم تره
آدمی عین کوزه ست تا وقتی خالیه سر و صدا زیاد داره
همه مردم درد دارند
همه مینالند
هیچکی از دل هیچکی خبر نداره
یارو راست می گفت
میگفت
من هم به این دنیا اعتقاد دارم هم به اون دنیا
پس می خوام تو هر دو تاش خوب باشم
هوای عشق تازه نیست به خدا راست می گم
عاشق قدیمی پیره باور کنید
من عاشقشم هنوز هم
دوسش دارم هنوز هم
اما هر چی اصرار کردم فایده نداشت جوابش نه بود
سجاده ام کو؟؟
می خوام واسه همیشه از این اضطراب بر خیزم
این دل گرفتگی مدام شاید تاثیر سایه منه که این جوری گستاخ و سنگوار
بین خدا و دلم وایساده
آخه خدا چرا اینجوریه چرا من اینجوریم چرا اون…. آخه چرا
دیگه امیدی نمونده نمی دونم شبا رو چه جوری صبح میکنم
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد
در فاصله رخوتناک دو هم آغوشی
[پاسخ]
ساکت تراز سکوت پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۶:۳۱ ب.ظ:
این خدایی که ازش حرف می زنی امیدوارم کمکت کنه یا بپذیری یا کنار بیای یا برسی…
چه زیبا گفته اینو هر کی گفته
……آدمی عین رودخونست هر چی عمیق تر باشه آروم تره…….
…..زندگی شاید همین باشد……..
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۴۶ ب.ظ
همیشه میگن “باید جور دیر دید”
چرا کسی نمیگه باید جور دیگر شنید
آره داداش من میخوام جور دیگر بشنوم…
جور دیگر بنویسم..
جور دیر حرف بزنم…
گوش کن صداشو..
میشنوی؟؟
از اون دور صدا میاد
من این صدا رو خیلی دوست دارم
گوش دلت رو باز کن
از اون دور صدای خدا میاد
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۰۴ ب.ظ
روزگار غریبیست نازنین…
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۱۷ ب.ظ
یه خبر مهم
یاهو درسته ها…………..
………قبل از انکه دیر سود باید کاری کرد…………………………
جور دیگر باید دید….باید……….
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۰۱ ب.ظ
دوستانی که مسنجرشون کار نمیکنه طبق دیتور این لینک عمل کنن
مسنجر باز میشه
http://azad-robatkarim.blogfa.com/post-95.aspx
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۱۵ ب.ظ:
داداش ممنون از کامنتتون ولی با عرض شرمندگی ربطی به آپ من نداشت
[پاسخ]
برگریزان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۲۱ ب.ظ:
اگه صلاح میدونی حذفش کن داداش
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۵ ب.ظ
غیبت تو سرشونم خورد حرف الکی پشت سرت در میارناوالا
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۳۹ ب.ظ
salam.ajaaaaab.poste khobi bod…ama nemshe k adam gheybat nakone.adam che bekhad nakhad in karto mikone.ye jor adate dg…!:D:Dbe webam biayn.mer30…..moafagh bashid..bye
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۴۵ ب.ظ:
مرسی . همه اینجوری نیستن . بیشتر خانوما و دختر . اگه غیبت نکنن که روزشون شب نمیشه
[پاسخ]
آتنا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۴۷ ب.ظ:
نه اصلا هم اینجوری نیست…همه غیبت میکنن…این خانوما و دخترا همش غیبت این آقایونو و
سرارو میکنن..از بس که عیب دارن…!خوب باید یه جوری خودشونو اصلاح کنن.تا غیبتشون نشه دیگه…و الا ما عاقلیم…
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۵۰ ب.ظ:
نه شما باید یه گیر پیدا کنید . حتی اگه گیر هم نداشته باشه میبافید و در میارید از خودتون
آتنا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۵۲ ب.ظ:
وا ..مگه ما بیماریم؟!
الان..دیگه اینجوری نیست..ما واقعیت هارو میگیم..اصلا هم غیبت نیست…خوب…همین دیگه…باید به فکر اصلاح باشن…..که هیچ وقت اینجوری نمشه
این مال قدیما بود…
[پاسخ]
آتنا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۵۳ ب.ظ:
adrese webam kharab bod…:D
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۴۵ ب.ظ
کلا اینجور آدما هیچ وقت تو کارهاشون موفق نمیشن
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۴۸ ب.ظ
گاهی اوغات انسان ها میخوان به جاده خاکی بزنن واسه زود تر رسیدن به هدف ولی اینکارشون نباید باعث این بشه که یه نفر دیگه به هدفش نرسه
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۹:۰۶ ب.ظ:
انسان عاقل هیچوت به خاکی نمیزنه حتی اگه آسفالت خراب باشه . کسی که عمدا به خاکی میزنه واسه پاشوندن بقیه و نشون دادن خودش باید به عقلش شک کرد . کسی که به خودش هم رحم نمی کنه
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۸ ب.ظ
آره واقعا ببین چه رویی هم داره !
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۵۵ ب.ظ
پ.ن.۴) ها نه
تازه ای نیمیگی پیش هم نشسته بیدن ولی با هم ویس چت میکردن قبل از اینکه صداشونو از هدفن بشنون از گوش میشنیدن
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۰۷ ب.ظ
بعدا می خونم………….
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۰۹ ب.ظ
سلام…
یه سر بزن….
[پاسخ]
۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۵ ب.ظ
تمرکز ندارم…
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۵۰ ق.ظ
دو به هم زنی رو طوری که خودت هم زیر سوال بری و زیر آب خودت هم بزنی رو دیدم حس کردم درک کردم .
وقتی غیبت میکنیم با علم این موضوع که طرف هم میتونه این کار رو انجام بده ، انجام میدیم .
پ ن ۱ : حرف نداشت
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۷ ق.ظ
دقیق پستت همونجوریه که گفتی.
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۸:۳۱ ق.ظ:
مرسی لطف داری
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۲۰ ق.ظ
یک آدم برفی دیدم بی شال گردن وکلاه
که از آدم برفی دیگر می پرسید
شال گردن و کلاه و دستکشت را به من قرض می دهی؟
دومی پرسید:
برای چه می خواهی
اولی گفت
شنیده ام آدم ها شال و کلاه می کنند و می آیند میان برف
کسانی مثل ما را می سازند
می خواهم من هم یکی مثل آنها را بسازم……..
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۲ ق.ظ
سلام… به روزم..بهم سر بزن
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۵۷ ق.ظ
به قول لیا تمرکز ندارم….
از بس از چیزای مختلف نوشتی…
آره .. غبیت بده.. غبیت نکنیااااا …
دشمن خداست…
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۱۸ ب.ظ
داداش اینقدر لی لی به لا لاش نزار
بزار با قلمم اون برجک غرورش رو بزنم…
فکر کرده کیه
[پاسخ]
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۴ ب.ظ:
فقط با توجه به پست میتونی کامنت بذاری . اگه غیر از این باشه مجبورم برخورد کنم . با عرض شرمندگی
[پاسخ]
برگریزان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۰ ب.ظ:
ببخشید “نظم” وبلاگ رو بهم ریختم
یا علی
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۲۹ ب.ظ
۱- سلام


۲- خوبین ؟
3- خب پسرا شیطونن دیگه .. از دیوار راست هم بالا میرن
ما جزء بچه خوباییم
اما زیر پوستی شیطونی میکنیم
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۰۸ ب.ظ
لذتی که در غیبت کردن است در هیچ چیز دیگر نیست.
[پاسخ]
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۴ ب.ظ
بس که آدم …. لیس زیادنا
[پاسخ]
۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۹ ق.ظ
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید با زن خوابید.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون”است.
رخت ها را بکنیم:
آب در یک قدمی است.
روشنی را بچشیم.
شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را.
گرمی لانه لکلک را ادراک کنیم.
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذایقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
…
[پاسخ]
۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۵۸ ق.ظ
داری کم کم مثل ما فیلسوفها میشیا
[پاسخ]
۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۲۹ ب.ظ
مرسی
جملات زیبایی هست و به و موضوع خوب و آموزنده ای اشاره کردی امیدوارم که همه ما به این موضوع توجه کنیم و اون رو تو زندگی رعایت کنیم
گناه غیبت از بیشترین گناه ها هست همونطوری که خودت هم اشاره کردی : نباید بعض شما دیگری را غیبت کند . آیا دوست میدارید که یکی از شما گوشت برادر خود را
بخورد ، در حالی که مرده است . البته بد میدارید آنرا .
با امید به روزی که همه ما قرآن و نکات اصلی دین خودمون رو به زندگیمون وارد کنیم و از اونها استفاده کنیم و همچنین دیگه غیبت نکنیم.
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ ۹:۳۲ ب.ظ:
احسنــــت …
[پاسخ]
rasagh پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ ق.ظ:
مرسی
[پاسخ]
۲۰ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۳ ق.ظ
سلام
اینو خوب اومدی به خود باختن
ممنون
[پاسخ]
۲۲ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۲۲ ب.ظ
[پاسخ]
۲۳ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۳ ق.ظ
هرکی نیاد وبلاگم خدا سوسکش کنه
[پاسخ]
۲۳ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۳۹ ب.ظ
کلا پست خوبی بیده بود یا بوده بید.
نیسی بیریم در
[پاسخ]
۲۳ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۴۸ ب.ظ
بوسیدنت کمی شده مشکلتر از محال… شیرین تر است بوسه ات از آب پرتقال… در بیست و چندسالگی ام با یک غزل به روزم
[پاسخ]
۲۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ
درباره غیبت نوشتی. آخرش ما نفهمیدیم غیبت یعنی چه؟ هممه ما راحت غیبتمون رو میکنیم و بعد میگیم حالا مگه چیه. جلوش هم میگیم. خداییش غیبت یعنی چه ؟
[پاسخ]
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ
سلام
وبلاگتون جالبه میشه به من سر بزنید وراهنماییم کنید؟
[پاسخ]
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ
سلام
وبلاگتون جالبه میشه به من سر بزنید وراهنماییم کنید؟
[پاسخ]
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۳ ق.ظ
سلام
وبلاگتون جالبه میشه به من سر بزنید وراهنماییم کنید؟
:
[پاسخ]
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۸ ب.ظ
پی نوشت ۴ : اصلا تعجب آوره یکی بلد نیست چراغ وبلاگشو روشن کنه و با دست وبکمش رو نشون بده
[پاسخ]
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۸ ب.ظ
سلام
من هم میدونم که لااقل تو از این جملاتی که مینویسم استفاده میکنی به همین دلیل با حس و شوق بیشتری مینویسم
مرسی
[پاسخ]
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۴۳ ب.ظ
چوریا
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ ۹:۱۳ ق.ظ:
مو جورم تو چوریا
[پاسخ]
۲۶ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۳۷ ق.ظ
بروزم
[پاسخ]
۲۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۵۳ ب.ظ
عامو آپ کن نه اینجا خمپیسک زداااا
جون خوت آپ کنا
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت) پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ ۹:۱۴ ق.ظ:
بیل تا تاکیدی بشه جونا
[پاسخ]
۲۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۵۳ ب.ظ
[پاسخ]